عجب صبری داری خدا ,ما که مانند تو صبور نیستیم
گناهت خدمت به ملتت بود سردار , حمیرا می دانم عاشقانه از فراغ دوری ابوذرت بی قراری .
نیلوفرم وعمرم که معصومانه با هزاران آرمان در کنار پدر و مادر خفته اید .
ابوذرم امروز خبر به هوش آمدنت را وقتی شنیدم و برای سایت بازنویسی کردم هم خوشحال بودم هم اشک در چشمانم جاری شد مگر تو از زندگی چه می دانی ,از جنگ از کشته شدن از دوری والدین
تو ماندی و یک تن مجروح ,دنیایی غم ,یک دنیا دلتنگی , یک دنیا حسرت آغوش پدر و مادر ,حسرت بازی با خواهر و برادر
گناه فامیلت و هزاران هموطن دیگر که تا به حال که این گونه عاجزانه به شهادت رسیدند ,این است که اهل منطقه ی به نام افغانستان هستید .
کشوری که حتی در امن ترین نقاطش اینچنین فاجعه ها روی می دهد .کشوری که مورد حمله برادران ناراضی ارگ نشینان خود قرار می گیرد .
نمیدانم چه بگویم فقط میدانم تحملش برایت سخت است ابوذر تحمل کن